وب سایت ارزشی .تحلیلی خبری .ایثارگران (ندای آزادگان )

 
 

 

کجایند مردان بی ادعا...
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : سه شنبه ۱۳ اسفند۱۳۹۲
زمان : 19:3
|
روزگاری نه چندان دور دور



آزادگی به روایت تصاویر/ نقاشی هایی زیبا از روزهای سخت اسارت

روزگاری نه چندان دور دور در شکنجه گاه های بعثیون جسم مان را به پنکه آویزان می کردند وبا کابل ها تنمان را نوازش  میدانند....همه آنها فراموش شدند وبخاطره ها پیوستند واگر اثری هست تحملش آسان است اما آویزان کردن روح وروان ما به این ماده های کذایی وکابل های بی مهری وحق کشی مدیران شرکت ها بمراتب تحملش سختراست

1- چون به روح وروانمان ضربه های شدید وارد کرده است

2- چون ذهن همه همسران وفرزندان آزاده هم درگیر کرده است

3-چون بوق وکرنای آن گوش فلک رو کر کرده ودر انظار عموم گویا همه بودجه مملکت داره خرج ایثارگران میشود

4-چون سخته دیدن این همه بی مهری نسبت  به نوجوانان بسیجی که با پایمردی ومردانگی در سیاه چال های رژیم بعث عمری سپری کردند

5- چون دردناک است شاهد باشیم همون هایی که در اردوگاه پایشان رو با اتو داغ سوزاندند،همون هایی که شب ها تا به صبح به پنکه سقفی آویزانشان نمودند، حالا بعداز23 سال آویزان ماده13 وماده های کذایی دیگر شوند

6- چون سخت است ببینیم که این سرمایه هاوشرکت هایی که قراربوده روزی مرهم زخم های زندگیمان باشد حالا نمک برزخم ما وشکر بکام مدیران شده باشد

گفتن زیاد ونیست گوش شنوا !!!همین بس شما را که فرزندان ایثارگران برای نسل های بعد ازاین بی مهری ها نسبت به کهنه سربازان جنگ سخن ها خواهند گفت ...شماروبخدا بس کنید وتغییر رویه دهید واین دیوار

 بی اعتمادی بین خودتان و آزادگان روبردارید ومرهم زخمی شوید

 وادائ حق الناس کنید .باتشکر.



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : جمعه ۲ اسفند۱۳۹۲
زمان : 1:21
|
اندر حکایت حذف ایثارگری


اندر حکایت حذف ایثارگری 

سلام . میگن تا نیمه اول سال بگذرد باید بگویئم عیدتان مبارک . سال جدید بکام . بهر حال روزگارتان خوش خصوصا امسال با تصویب ماده 160 سپاه و ابلاغ آن به دستگاهها از طرف مجلس . اما در خصوص حذف ایثارگری . امیر مومنان حضرت علی (ع ) میفرماید . چه بسارند افرادی که شب زنده داری میکند ( نماز شب میخوانند) یا روزه میگیرند و فقط رنج و مشقت بیداربودن و گرسنگی عایدشان میشود و بس . یعنی میفرماید این دسته از افراد به دلیل نداشتن نیت پاک نه نمازشان قبول است و نه روزه شان . ولیکن در جای دیگر میفرماید نماز جمعه حج فقراء میباشد . یعنی همه چیز به نیت پاک بستگی دارد . اما بعد . این آقایان در چه مقامی هستند که خودشان را در جایگاه قضاوت عدل الهی میدانند و اینچنین حکمی صادر میکنند . اصلا وجود خودشان محلی از اعراب دارد ؟ بر چه اصلی عهده دار این منصب شده اند . جهاد حق است . روزی در جبهه و جنگ و روزی کلمه حق بر کارگزاری نا سپاس . تمام دستگاها مدام در صدا و سیما آگهی میدن و شماره تلفن انتقادات و پیشنهادات خودشان را اعلام میدارنند چون ارتقائ کیفی خودشان را در انتقادات و پیشنهادات میدانند اما سوال . چطور این افراد خودشان را مبرا و تافته جدا بافته میداند و بجای جواب و پاسخ از چماق استفاده مینماید. باید گفت . دوستان من وابستگی به این دنیا ندارنند که شما بخواهید آنها را تهدید کننید .این شما هستید که میترسید از صندلی بیافتید . وگرنه در جلسات حضور پیدا میکریدید و پاسخگو میشدید . اللهم اصلح کل فاسدا من امور المسلمین  --------



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : دوشنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۲
زمان : 22:50
|
فریادی به بلندای تاریخ دفاع مقدس


فریادی به بلندای تاریخ دفاع مقدس 

آیا سران عراقی می دانند یک جانباز شیمیایی در ایران دارد در

گرسنگی و فقر دست و پا می زند؟

 آنقدر شعار "راه شهدا را ادامه می دهیم " سر ندهید...

راه شهدا اول اطاعت از امر امام (ره) و دوم دفاع از کشور بوده است. شهدا رفتند و خدا رحمتشان کرده است  واجر شان باخداست والسلام/ آیه و حدیث هم آنقدر زیاد است که مسلمان می داند آنها زنده اند و نزد خدا روزی می خورند... پس دلتان برای شهدا نسوزد.که جایگاهشان بس رفیع و نورانی است و نزد معبودشان تکریم شدند.

آقایانی که تابلوی شهدا را برداشته اید و رای جمع می کنید برای شوراها و مجلس و پست و مقام و... شهدای زنده را دریابید.

چرا باید یک جانباز شیمیایی  آزاده ی که از بخت بدش شهید نشده کارش به گدایی بیافتد و به من جوان جنگ ندیده التماس کند تا کمکش کنم. مگر اینجا کشور اسلامی نیست. مگر همه دم از ایثار و شهادت نمی زنند. مگر میلیاردها تومان بابت هزینه های فرهنگی و تبلیغاتی در روز جانباز و ایام مختلف هزینه نمی شود.

آیا می دانید در طول سال چند جانباز و آزاده خودکشی می کنند؟ چند جانباز و آزاده افراد خانواده خود را مورد اذیت و آزار قرار می دهند؟ چند جانباز بدون هیچ نشانه ای به عنوان اموات در بهشت زهرا دفن می شوند؟ چند جانباز تازه فهمیده اند که جانبازند؟

جایگاه رزمندگانی که جانباز و شهید نشده اند کجاست؟ نامشان کجا ثبت شده است؟ چرا من جوان نسل سومی نمی توانم بانکی از اسامی و تصاویر افرادی که در جنگ تحمیلی کشورم حضور داشته اند داشته باشم؟ آیا ۲۰ سال وقت کمی بوده تا این اسناد جمع آوری شود؟

چرا ساخت فیلم دفاع مقدس متوقف شده است؟ چرا مستند روایت فتح پخش نمی شود؟ چرا زندگی جانبازان شیمیایی و آزادگان نمایش داده نمی شود؟ چرا همه منتظرند از شر جانبازان و آزادگان رها شوند؟ چرا آزادگان افسرده تر شده اند؟ چرا دفاع مقدس استاتیک شده است همانند یک روز خاص که همه باید یا شاد باشند یا غمگین؟ چرا من باید در مورد دفاع مقدس قلم بزنم؟ چرا پدرم دیگر خاطرات جنگ را برایم تعریف نمی کند؟ چرا سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد؟ چرا پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد؟

چرا قرآن روی تاقچه خانه مان گم شد؟ چرا روزنامه ها و رسانه یک مرتبه سیاسی شدند؟ چرا خون شهید در سیاست گم شد؟ چرا پول نفت در سفره نان گم شد؟ چرا مناظره ها مشکل مردم شد؟ چرا درجات روی پیراهن بسیج نمایان شد؟ چرا کاروان راهیان نور عادت شد؟ چرا باستان شناسی جنگ آغاز شد؟ چرا جانبازان کوچه مان فراموش شدند؟ چرا مجلس ایثارگری تاسیس شد؟ چرا مجلس ایثارگری معلق شد؟

چرا خاک بر سر رفاقت شد؟ چرا چراغانی نیمه شعبان کم شد؟ چرا سریال فاصله ها پخش شد؟ چرا طرح عفاف و حجاب آغاز شد؟ چرا صیاد شیرازی ترور شد؟ چرا نماز جمعه هم سیاسی شد؟ چرا کشور دو قسمت شد؟ چرا برنج و آب آلوده شد؟ چرا حبیب وارد ایران شد؟ چرا سبیل روسیه چرب شد؟ چرا آهنگران و کویتی پور ساکت شد؟ چرا آغاصی دنیا را ترک گفت؟ چرا آبی و قرمز ملاک شد؟ چرا پلاک شهید طلا شد؟ چرا ریش ها اصلاح شد؟ چرا فیش حج زیاد شد؟ چرا مرغ همسایه غاز شد؟

چرا مهران مدیری تلخ شد؟ چرا شهید آوینی اهل قلم شد؟ چرا رنگها سبز شد؟ چرا شهید عکس شد؟ چرا لاوی در راهروهای مجلس آغاز شد؟ چرا احمدی نژاد بد شد؟ چرا ‌‌بی بی سی سگ شد؟ چرا زریبافان عضو مجمع عمومی باشگاه استقلال رئیس بنیاد شهید شد؟ چرا قالیباف تونل زد؟ چرا احمدی نژاد خاکریز زد؟ چرا محسن رضایی اقتصاد دان شد؟ چرا هاشمی گوشه نشین شد؟ چرا صدام اعدام شد؟ چرا سید حسن نصرالله استوره شد؟ چرا کروبی روحانی شد؟ چرا خاتمی حذف شد؟ چرا ابطحی دستگیر شد؟ چرا ناو جماران ساخته شد؟ چرا رویانا متولد شد؟ چرا نسل سوم سوخت؟ چرا پناهگاهای دوران جنگ پر شد؟ چرا شهر مناسب سازی نشد؟ چرا گردنبند خواهرم گم شد؟ چرا شماره همراه دخترم پخش شد؟ چرا نماز همسرم قطع شد؟ چرا عمر پدرم کم شد؟ چرا خجالت و شرم گم شد؟ چرا اندازه مانتوی دخترک کم شد؟ چرا پفک و چیپس مهم شد؟

چرا ایرانسل ارزان شد؟ چرا سیم کارت همراه اول رایگان شد؟ چرا سفراستانی آغاز شد؟ چرا ملانصر الدین خاموش شد؟ چرا واردات شامپوی سگ آزاد شد؟ چرا کودکان بدون شناسنامه زیاد شد؟

تمام این پرسشها تنها یک پاسخ دارد. فرهنگ ایثار و شهادت گم شد/ ایمان خالی شد/ شهید جزعی از تاریخ شد/

حالا بیائید و بگوئید راه شهدا را ادامه می دهیم!!!  نمی دانید وقتی یک جانباز دوران دفاع مقدس مرا واسطه قرار می دهد تا مشکلش را حل کنم چقدر شرمنده می شوم. پیش خودم می گویم ای کاش جانباز جنگ جهانی دوم بودی حداقل اروپاییها بهتر به تو می رسیدند و درجه بندی ات نمی کردند...

چاپ کردن شماره هزارم کتاب "دا" هنر نیست وقتی که قهرمانان این کتاب دارند از گرسنگی و بدبختی دست و پا می زنند. جالب اینجاست که یک سازمان مردم نهاد حمایت از حقوق جانبازان و رزمندگان دفاع مقدس نداریم حداقل خسارت جنگ را از عراق طلب کنند.

آیا سران عراقی می دانند یک جانباز شیمیایی در ایران دارد از گرسنگی و فقر دست و پا می زند؟

آزادگان نیوز ( ندای آزادگان )



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : دوشنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۲
زمان : 12:49
|
شمس محمد کلته هم بار سفر ببست


شمس محمد کلته هم بار سفر ببست                      انا لله و انا الیه راجعون 

از شهرستان بندر ترکمن آزاده ای به خیل همرزمان شهیدش پیوست

برای روحش آرامش در پناه ایزد متعال و برای بازماندگان صبر و اجر از خداوند متعال خواهانیم .یادش گرامی



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : دوشنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۲
زمان : 10:4
|
رفتار عراقی ها با اسرای ایرانی




رفتار عراقی ها با اسرای ایرانی 

مادرعملیات والفجر مقدماتی شب اول از ناحیه شکم دست کمر سر تیر وترکش خورده بودیم .که بعد از عملیات فردا صبح دستور عقب نشینی به کل نیروها داده شد .دوستانی که سالم بودند وبه عقب میرفتندو به ما قول میدادند که بزودی بابرانکال برمیگردند وما که زخمی بودیم را با خود به عقب خواهند برد اما ساعتها گذشت از دوستان خود خبری نشد که سراغ ما بیایند ما هم که درذهن خود درعالم بیماستانهای شهرهای خودسیر میکردیم.که یهو یکی به ما لگد محکمی زد ما که براثرخستگی وخون ریزی شدید به حالت غش وبیحالی درازکش افتاده بودیم به هوش آمدیم.به عربی گفت گم یعنی بلند شو بعد دید که آفتاب سوخته و کمی مایل به سیاه پوست بودم گفت عربستانی ؟<منظور خوزستان> گفتم نه بابا ایرانی ها ها میخندیدن!!!! خلاصه ماراگذاشتن روی برانکال همیطور که میبردن توپخانه خودمون هم شلیک میکرد.که چند بار با تمام قدرت مارابا برانکال میکوبیدن زمین که علاوه براثرتیروترکشی که خورده بودیم دردکمر هم به بقیه دردها اضافه شد.خلاصه ما وچندتا دوستان مجروح را باآمبولانس روی هم انداختن وبه بیمارستانی درشهر العماره بردن .بعداز پانسمان وعمل جراحی روی شکم وسر ودست فردای آنروزبعد از بهوش آمدن صبح ما راعریان ولخت روی برانکال گذاشتن وبدون هیچ پوششی در آن سرمای زمستان بهمن61 از شهر العماره با آمبولانس اتوبوسی تا اردوگاه الانبارعنبر نزدیک مرز سوریه واردن برای تحقیر وزجر کردن وشاید تلف شدن به اردوگاه انتقال دادن که به یاری خدا وفرشته نجات اردوگاه سرگرد دکتر مجید جلال وند زخمهای ما خوب شد واما تا هشت سال اسارت همیشه بر اثر عفونت داخلی براثر سرماکه به شکم ترکش خورده ما اثر کرده بود درد شکمی وعفونت داخلی همراه مابود تا اینکه با دعای مردم ومعجز الهی از چنگ جانی ترین انسانها درزمان خود .یعنی صدام وحامیانش رها یافتیم که خدا را هزاران بار بخاطر این لطفش شاکریم. سربه سجده وشکر خدا رابجا میاوریم. الهی لک الحمدحمدا شاکرین لک .....

آزادگان نیوز




:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : یکشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۲
زمان : 7:10
|
هیچ عذری باقی نمانده


رزمندگان اسلام در ميدان جنگ

هیچ عذری باقی نمانده

 احمدزاده آزادگان نیوز +     زمانی که که خیلی ها از  رفتن به جنگ فراری بودند، وقتی خیلی ها اسم جبهه را که می شنیدند لکنت زبان می گرفتند، وقتی خیلی ها برای نرفتن به جبهه و جنگ هزار و یک دلیل می آوردند، وقتی که خیلی ها رفتن به جنگ را به دیگران حواله می کردند، زمانی که خیلی ها به خاطر فرار از جنگ، زن و بچه شان  را بهانه می کردند، خلاصه زمانی که خیلی ها از موقعیت جنگ برای ارتقاء تحصیلی و چند برابر شدن ثروت شون سوء استفاده می کردند، این جانبازان بودند که برای رفتن به جبهه اشک می ریختند و التماس می کردند،  همون موقع این جانبازان بودند که برای خط مقدم و شهید شدن از همدیگر سبقت می گرفتند و  از این همه درد و رنج هدف و افتخارشون این بود که برای انقلاب و استقرار یک نظام اسلامی مبارزه می کنند، خلاصه نتیجه همین فداکاری ها و مقاومت های همین جانبازان و ایثارگران بوده است که نظام جمهوری است به ثمر رسید.

حالا بعد از گذشت بیش از بیست سال از جنگ تحمیلی، سؤال این است که این جانبازان مگر همان رزمندگان نیستند؟! این ها مگر همان آزادگان سرافراز نیستند؟! این ها مگر همان رزمندگانی نیستند که برای رفتن به جبهه و جنگ سر و دست می شکستند؟ اگر همون ها هستند پس چرا امروز که جامعه و نظام اسلامی که بیش از هر زمان دیگری به هوشیاری و حمایت و  بصیرت شون  نیاز دارد، خشکشون زده و دچار بلاتکلیفی و سرگردانی شدند؟! پس آن ظلم ستیزی و هوشیاری و بصیرت  گذشته کجا رفته؟ آن تعصب دینی و ملی شان چی شده؟ چرا با دیدن این همه ریاکاری و فساد و بی بندو باری لام تا کام حرف نمی زنند؟ چرا جانبازان در مقابل افرادی که دم از جبهه و جنگ و رهبری و نظام می زنند ولی درعمل تیشه به ریشه این نظام می زنند ساکت شدند؟ چرا در برابر تضعیف کنندگان نظام، نظامی که آنها به خاطرش زندگی و هستیشون را دادند و چه دردهایی که نکشیدند مصلحت اندیشی می کنند؟ چرا این همه ظلم و جفا و دهن کجی به رهبری را نادیده می گیرند و چشم هاشون را روی هم گذاشتند؟ مگر امام (ره) نگفتند شما جانبازان رهبران این نظام هستید؟! این چه رهبرانی هستند که با این همه تخلف و چاپلوسی و تظاهر که دارد نظام را دچار چالش می کند هیچ تحرکی از خودشون نشون نمی دهند؟    به نظر من از دو حال خارج نیست. بدون تعارف می گم، یا از همان اول جبهه رفنتشون احساسی و از روی چشم و هم چشمی و جوگرفته گی بوده، یا فکر می کنند اگر در برابر این دشمنان دوست نما چیزی بگند دشمن از آن سوء استفاده می کند!می خواهم بگم در هر دو صورت اشتباه می کنند و مطمئن باشند باید به خاطراین کوتاهی و قصورشون پاسخ گوی خون شهدا و خانواده آنها باشند. به خدا قسم از روزی که پیامبر گرامی (ص) مبعوث شدند  تا همین الان و حتی در آینده همیشه دو گروه در برابر حق مقاومت و ایستادگی کردند، یکی دشمنان داخلی و دیگری دشمن خارجی است.  مثل روز برای من روشن است که این دشمن خارجی نبوده و نیست که بتواند تهدید کننده نظام ما باشد. اگر هم در مواردی  توانسته اند کاری از پیش ببرند، بدون همکاری و هماهنگی با نیروهای داخلی و سوء استفاده از خلاء ها و اختلافات داخلی نظام نبوده است. برادران عزیزم، همسنگرانم جانبازم، بی تفاوتی جایز نیست. سکوت و بی تفاوتی امروز ما با مبارزه دیروز و با جانبازی ما منافات دارد. بیایید البته با هوشیاری و بصیرت در برابر دشمن داخلی نظام و کسانی که به اسم اسلام و رهبری و حتی با ادعای ذوب در ولایت، به خاطر منافع نامشروع خودشان مانند زالو به جان این نظام افتاده اند و روز به روز هم بر تعداد انها افزوده می شوند بایستیم و آنها را افشا کنیم و این حق ماست. باور کنید ما امروز برای حفظ نظام و تبعیت از رهبری معظم محتاج همان هوشیاری و مقاومت دوران دفاع مقدس هستیم. این نظام مال ماست، درست است که ما را به حاشیه راندند ولی...



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : شنبه ۲۶ بهمن۱۳۹۲
زمان : 9:51
|
به چه جرمي به چه گناهي به چه دليلي


به چه جرمي به چه گناهي به چه دليلي

    

باسلام مگر در حديث وروايت نداريم كه حفظ حرمت وآبروي مومن از حرمت مكه بالاتراست؟؟؟ پس اين كجاي مسلماني است كه آبروي مسلماني راببريد؟؟؟ به چه جرمي به چه گناهي به چه دليلي ؟؟؟ آقايان محترم ومسولان معظم اگر به هيچ چيزازمقدسات وباورهاي ديني وملي اعتقاد نداريد به فرموده امام حسين ع آزاد مرد باشيد. وبدانيد اين چند صباي پست ومقام ورياست زر وزيور دنيا به كسي وفا نخواهد كرد.دير يازودگذر خواهد گذشت!!.مگر گناه ما چيست ؟؟ جز درخواست قانون ؟؟ درخواست اجراي قانون زياده خواهي است ؟؟ مگر پرداخت اين مطالبات قرار است از جيب مبارك پرداخت شوند وحقي ازشما گرفته شود مگر اين مملكت ايران مال تمام ايرانيان نيست ؟؟؟ پس چرا شما همش بهانه تراشي كار شكني ميكنيد ؟؟؟ خوب ذره اي به خود بياييد ونام نيكي از خود بجا گذاريد تا دعاي خير آزادگان وجانبازان وخانواده شهدا پشت سر شما باشد . هرچند ميدانم كه تاريخ مصرف ما براي دفاع وارزشهاي ديني وملي به پايان رسيده فقط مانده در سالگردها ومراسمات وسو ء استفاده از اين ارزشها كه هيچ اعتقادي به آن نداريدوبدانيد كه رسول خدا ص ميفرمايد مسلماني كه مردم آزاري كند مسلمان نيست.ان الله احكم حاكمين..




:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : شنبه ۲۶ بهمن۱۳۹۲
زمان : 9:45
|
دبیر جمعیت زنان آزادگان دفاع مقدس گفت:
| ادامه مطلب...

دبیر جمعیت زنان آزادگان دفاع مقدس گفت: با ۲۰۰ همسر آزاده در تهران ارتباط داریم و فعالیت بانک اطلاعات زنان آزاده و همسران آزادگان ساماندهی می‌شود.

مریم مجتهدزاده رئیس سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع مقدس در نشستی با فاطمه مهدوی مسئول جمعیت بانوان آزاده ضمن اشاره به این مطلب که آزادگان آبروی ملت اسلامی هستند، بر لزوم ضبط و ثبت خاطرات این عزیزان در جهت شناسایی و معرفی جایگاه واقعی آنان به جامعه به خصوص نسل جوان تأکید کرد.

وی با اشاره به اینکه آزادگان در اسارت شرایط سختی گذراندند، یادآورشد: آزادگان، راست قامتان جاوید تاریخ هستند و در عین حفظ دین و اعتقادات و دلبستگی خود به اسلام، امام و انقلاب موجب افتخار و آبرومندی ملّت خود در برابر دشمن شدند.

مجتهدزاده افزود: همسران آزادگان روحیه مقاومت را در آزادگان نگاه داشتند و در غیاب آنها، در کنار ایفای نقش مادری، مسئولیت خطیر سرپرستی را نیز به خوبی انجام داده و فرزندان شایسته‌ای را به جامعه اسلامی تحویل دادند.



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : دوشنبه ۱۴ بهمن۱۳۹۲
زمان : 13:2
|
بدون شرح


چه کسی میخواهد در این دیاری که به فراموش کردن مهربانان عادت دارد متن نگاههای تو را بخواند؟



:: موضوعات مرتبط: عکس و پوستر و کاریکاتور، شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : جمعه ۱۱ بهمن۱۳۹۲
زمان : 11:45
|
تونل مرگ: یادش بخیر!!
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : دوشنبه ۳۰ دی۱۳۹۲
زمان : 11:5
|
نامعادله بعد از یک انفجار/عکس


نامعادله بعد از یک انفجار/عکس

هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین ،ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می نماید

عکسی که می بینید، در جبهه خوزستان گرفته شده است و لحظاتی پس از انفجار یک خمپاره یا گلوله توپ یا یک بمب یا یک راکت را نشان می دهد. یک بسیجی با بدنی سوراخ سوراخ در خون طپیده و دیگری شاید چشم خود را از دست داده است. این عکس به شدت قطعه ای ادبی از شهید احمد رضا احدی(نفر اول کنکور پزشکی در سال 64) را تداعی می کند:
چه کسی می تواند این معادله را حل کند ؟؟؟
چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟
...به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم ؟
...چه کسی است که معنی این جمله را درک کند :
“نبرد تن و تانک؟!” اصلا چه کسی می داند تانک چیست ؟چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود ؟
آیا می توانید این مسئله را حل کنید ؟
گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه ی خود از فاصله هزار متری شلیک می شود
و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده وگذر می کند ،
حالا معلوم نمایید سر کجاافتاده است ؟ کدام گریبان پاره می شود ؟ کدام کودک در انزوا وخلوت اشک می ریزد ؟وکدام کدام…؟ توانستید؟؟ اگر نمی توانید،این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید :
هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین ،
ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می نماید،
مورد اصابت موشک قرار می دهد،اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟کدام سر می پرد ؟
...چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟
چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم وفقط درس بخوانیم؟
چگونه می توانیم در ها را به روی خود ببندیم و چون موش درانبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم ؟ کدام مسئله را حل می کنی؟
برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورترا از چه پر می کنی؟ از خیال، از کتاب، از لقب شامخ دکتر یا از
آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟کدام اضطراب جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس،دیر رسیدن سر کلاس، نمره گرفتن؟
دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟
“صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن“
...اما تو اگر قاسم نیستی،
اگرعلی اکبرنیستی، اگر جعفر و عبدالله نیستی، لااقل حرمله مباش!
که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد.
من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد



:: موضوعات مرتبط: خاطرات، شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : شنبه ۲۸ دی۱۳۹۲
زمان : 11:5
|
به چه جرمي به چه گناهي به چه دليلي


   به چه جرمي به چه گناهي به چه دليلي

                             

باسلام مگر در حديث وروايت نداريم كه حفظ حرمت وآبروي مومن از حرمت مكه بالاتراست؟؟؟ پس اين كجاي مسلماني است كه آبروي مسلماني راببريد؟؟؟ به چه جرمي به چه گناهي به چه دليلي ؟؟؟ آقايان محترم ومسولان معظم اگر به هيچ چيزازمقدسات وباورهاي ديني وملي اعتقاد نداريد به فرموده امام حسين ع آزاد مرد باشيد. وبدانيد اين چند صباي پست ومقام ورياست زر وزيور دنيا به كسي وفا نخواهد كرد.دير يازودگذر خواهد گذشت!!.مگر گناه ما چيست ؟؟ جز درخواست قانون ؟؟ درخواست اجراي قانون زياده خواهي است ؟؟ مگر پرداخت اين مطالبات قرار است از جيب مبارك پرداخت شوند وحقي ازشما گرفته شود مگر اين مملكت ايران مال تمام ايرانيان نيست ؟؟؟ پس چرا شما همش بهانه تراشي كار شكني ميكنيد ؟؟؟ خوب ذره اي به خود بياييد ونام نيكي از خود بجا گذاريد تا دعاي خير آزادگان وجانبازان وخانواده شهدا پشت سر شما باشد . هرچند ميدانم كه تاريخ مصرف ما براي دفاع وارزشهاي ديني وملي به پايان رسيده فقط مانده در سالگردها ومراسمات وسو ء استفاده از اين ارزشها كه هيچ اعتقادي به آن نداريدوبدانيد كه رسول خدا ص ميفرمايد مسلماني كه مردم آزاري كند مسلمان نيست.ان الله احكم حاكمين..



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : سه شنبه ۲۴ دی۱۳۹۲
زمان : 19:33
|
خطاب به آزادگان از زبان یک جانباز70 درصد


خطاب به آزادگان از زبان یک جانباز70 درصد

آزادگان عزیز! من در اسارت نبودم پس نمی توانم ادعا کنم همدرد شما هستم اما آنچه از نوشته ها و دیده ها حس کردم فضای زیبایی بود که در اوج درد و شکنجه آفریدید و حسرت ناسزا به حضرت امام (ره) و درود بر صدام را در دل بعثی ها گذاشتید. یک لحظه حس می کنم فضای تنگ غیر قابل تنفس ، تحمل ضربات باتوم و شلاق ، جسم های مجروح که بوی عفونت زخمشان همه جا را پر کرده بود ، نه دستشوئی سالم و نه حمام ، بدترین کیفیت آب و غذا و دیگر چه بگویم، یک انسان آستانه تحملش مگر چقدر بود که شکسته نشد و شما نشکستید و همه آن را صبوری کردید و نشان دادید اولاد خلف حضرت امام (ره)عزیزمان بودید و هستید.

اگر امروز نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک ابر قدرت منطقه ای در دل مظلومان و ستمدیدگان مانند مقاومت لبنان و فلسطین در آمده قسمتی از آن از برکت صبوری و ایمان آزادگان است و در آن شک نکنید.  خانواده بزرگ ایثارگران هر کجا ببینند مصلحت نظام در گرو حرکت آنان است لحظه ای میدان را خالی نمی کنند و بسیجی مخلص بی شرط و شروط حضرت آقا هستند و لحظه ای از بدنه نظام فاصله نمی گیرند و همین همت وسلحشوری است که بیگانگان را از هر تعرضی به کشور ما باز می دارد.

در آخر درود می فرستم به آزادگان سرافرازو برای همگی عاقبت بخیری را آرزو دارم.



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : چهارشنبه ۳۰ مرداد۱۳۹۲
زمان : 18:50
|
ثانیه هایی باارزشتراز همه دنیای خیلی ها


ثانیه هایی باارزشتراز همه دنیای خیلی ها

- آزادگان هیچگاه ثانیه ای از اسارتشان را به همه ی دنیایتان نمی دهند. افسانه نیست آن هنگام که زنجیر بر دست و پای غیورمردان مجاهد دوران دفاع مقدس بستند تا همه ی شکست ها و ناکامی ها را در چهاردیواری اسارت بر سر آنان آوار کنند و هیبت و هیمنه ی خویش را بدین طریق باز یابند.ا ما مگر می شود بسیجیان و سربازان دلاور ایران زمین را با شکنجه های قرون وسطایی به ذلت کشاند تا لذتی برکام متجاوزان بنشیند و در این همآوردی ، صحنه های بی بدیلی آفریده شد که مانا و پایدار بر تارک آسمان این سرزمین کهن بسان ستاره ای پرفروغ نورافشانی خواهد نمود.

کدامین کلام و واژه و تصویر می تواند آن ثانیه های سخت و دهشتناک و آن مقاومت های اساطیر گونه را زنده کند به گونه ایی که حق مطلب را بی کم و کاست ادا نماید؟!
کافی است به این خاطره ای کوچک دقت و اهتمام ورزید تا عمق جملات بالا را بهتر دریابید.
بعثی ها بسیجی 13 ساله ای را به زیر کابل انداختند ولی پیرمردی خود را به آنها رساند و گفت : اورا نزنید، من حاضرم به جای او شکنجه شوم.
علت را پرسیدند گفت : او کوچک و ضعیف است و من عمر خود را کرده ام.
بعثی های عراقی کابل را به هوا بلند کردند تا او را بزنند؛ پسر کوچک دست یکی را گرفت و گفت :
او را نزنید که پیر است و نحیف، مرا شکنجه کنید.
بعثی ها مستأصل از این رفتارها ، هر دو را به زیرتازیانه گرفتند.
بعد ها خبری در اردوگاه پیچید که پیرمرد در درمانگاه جان به جان آفرین تسلیم کرد و ما نمی توانستیم براحتی به آن پسر کوچک این خبر را برسانیم چون فقط 
ما می دانستیم که آنان پدر و فرزند بوده اند.
آیا حق اینان این است که برای جیفه ی دنیا آنان و خانواده هایشان را در کوچه پس کوچه های نداری رها کرد؟


:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : چهارشنبه ۳۰ مرداد۱۳۹۲
زمان : 18:39
|
یاران همه رفتند غریبانه
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : دوشنبه ۲۸ مرداد۱۳۹۲
زمان : 13:8
|
26 مردادبازگشت آزادگان به میهن اسلامی



26مرداد سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی

بسم الله الرحمن الرحيم

روز 26 مرداد سال 1369، میهن اسلامی شاهد حضور آزادگان سرافرازی بود که پس از سال ها اسارت در زندان ها و اسارتگاههای مخوف رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک میهن اسلامی خود گذاشتند. در این میان ستاد رسیدگی به امور آزادگان که در 22 مرداد 69 تشکیل شده بود و به تبادل انبوه اسرا پرداخت. این ستاد با مساعدت و همراهی دیگر دستگاه ها، تبادل حدود چهل هزار آزاده را با همین تعداد اسیر عراقی انجام داد.

آزادگان، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهای جسمی و روحی دشمنان ایستادند و روابط اجتماعی جامعه کوچک اردوگاهی خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهادند و از شکنجه های مزدوران بعث هراسی به خود راه ندادند. آزادگان، صبورتر از سنگ صبور و راضی ترین کسان به قضای الهی بودند. اینان سینه هایی فراخ تر از اقیانوس داشتند که از همه جا و همه کس بریده و به خدا پیوسته بودند، آزاده نامیده شدند چون از قید نفس و نفسیات رهایی یافته بودند. 

و امروز یادآور بازگشت غرور آفرین مردان و زنان آزاده ای است که پس از تحمل سال ها شکنجه و دوری از عزیزان خویش، به وطن بازگشتند و به انتظار میلیون ها ایرانی پایان دادند. در این روز، شکیبایی مادران، پدران، همسران و فرزندان این آزاد مردان به بار نشست و سال های نگرانی و شوق دیدار به پایان رسید  و وعده الهی تحقق یافت: «و بشر الصابرین».

نه تنها استقامت آزادگان در اردوگاه های دژخیمانه رژیم بعث، بلکه صبر و پایداری خانواده های این عزیزان ستودنی است. عرصه پر برکت دفاع مقدس، صحنه حضور مردان و زنان با ایمانی بود که با پیروی از تعالیم عالیه اسلام و تحت رهبری حکیمانه حضرت امام خمینی (ره) توانستند حماسه ای به یادماندنی و جاودان از خود به بادگار بگذارند. اینان اگر چه در بازگشت از اسارت، مقتدا و امام خویش را ندیدند، اما با نایب بر حق وی میعادی همیشگی بستند و بر عهد خویش با خون شهیدان پایبند ماندند. آزادگان دلاور و سرافراز با الهام از مکتب انسان ساز اسلام و سیره ائمه اطهار و با درس گرفتن از زندگی انقلابی و حماسه ساز حضرت زینب (س) که اسوه صبر و پایداری بود، توانستند دوران دشوار اسارت را پشت سر نهند و شکوه مقاومت و سرافرازی را بر صحیفه درخشان ایران اسلامی ثبت کنند. بی شک سال ها محرومیت این سرو قامتان تاریخ باعث شد که آنان امروز بیش از هر فرد دیگری در مسیر سبز موفقیت گام بردارند و الگو، اسوه و افتخار میهن خویش باشند.



:: موضوعات مرتبط: مناسبت ها، شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : چهارشنبه ۲۳ مرداد۱۳۹۲
زمان : 22:19
|
رؤیای آفتابی


رؤیای آفتابی

گفتم: شما کی هستی؟ گفت: من شهید دوران دفاع مقدس هستم. دستش رو از آرنج پایین تر گرفتم. خیلی دوسش داشتم. می خواستم بلندش کنم که گفت نباید بلندم کنی. یه ذره اثر ناخن دستم رو دستش جا موند...

یه قلعه بود روی یه تپه که زیاد هم بلند نبود. این قلعه سقف نداشت. در هم نداشت. من از سوراخ هایی که به عنوان پنجره تعبیه شده بود داخل قلعه شدم. یه دفعه یه کاروان اومد داخل قلعه. از کجا امدن داخل من نمی دونم. همه افراد کاروان مرد بزرگسال و درحد 50الی 70 سال بودند. انگار این قلعه متعلق به من بود . یه دفعه دیدم دو نفر انتهای قلعه شرو ع کردن به کندن زمین با بیل و کلنگ. من هم به رسم مهمان و میزبان رفتم کمکشان. چند بیل زدم وسؤال کردم چرا باید زمین رو بکنیم که جواب دادن: سوال نکن. من گفتم به نظرم این یه قبره. مگه نمی دونید که نبش قبر حرامه؟ ایشان جواب دادن فقط بکن من هم انگار مجبور بودم.

آنها چند کلنگ می زدن. من چند تا بیل می زدم که متوجه یک نایلون شدم. گفتم دست نگه دارید.  یه جسد زیر نایلون بود. با انگشتام نایلون رو پاره کردم. صورت و بدن تا قفسه سینه معلوم بود. دیدم  پلک چشماش تکان کوچکی خورد . گفتم خداوندا زندست! دو نفری که کلنگ داشتند، یکیشون دست کرد داخل قبر یه سکه طلا اگه اشتباه نکنم زیر سرش بود. برداشت و هردو رفتن.د قلعه هم خالی شده بود. همه رفته بودند.

دیدم که چشمای جسد آروم آروم بازشد. گفتم: شما کی هستی؟ گفت: من شهید دوران دفاع مقدس هستم. دستش رو از آرنج پایین تر گرفتم. خیلی دوسش داشتم. می خواستم بلندش کنم که گفت نباید بلندم کنی. یه ذره اثر ناخن دستم رو دستش جا موند. همین طور که با چشمای قهوه ای قشنگش بهم نگاه می کرد گفت: دستت رو بکن زیر سرم یه چیزی هست، بیارش بیرون. دستمو بردم زیر سرش. یه مقدار سطح خاک ها رو جابه جا کردم. یه قطعه چوب بود. چوب بلوط که از یه طرف صیقلی شده بود و نوشته ای روپش حک شده بود با یه خط عجیب و غریب. گفت: این نقشه یک گنجه. این مال شماست.  گفتم گنج من شما هستی. وقتی شما اینجایی، گنج هیچ ارزشی در مقابل شما نداره. گفت همین که گفتم این مال شماست. می دونم که نمی تونی خطشو بخونی. این مال شماست و هفت نسلت رو از مال دنیا بی نیاز می کنه. آدرسش هم اینه. آدرس رو بهم داد. ولی من باز هم گفتم: نمی خوام گنج من شمایی.

توی این گیر ودار بودیم که یه سؤالی به ذهنم خطور کرد. پرسیدم شما که مسیرت به دنیا وبرزخ راحته، تورو خدا بگو برام اوضاع از چه قراره؟ (منظورم مطالب توی کتاب های ما و بقیه کتابهای دیگه بود که حرف ما درسته یاحرف بقیه ادیان) گفت: به خدا قسم که همش راسته. ولی اینقدر که میگن سخت نیست .متأسفانه منظورش رو نگرفتم که سخت نیست برای همه دنیا، برای دین ما، برای قشر خاصی ...! جالب اینجا بود که وقتی این سؤال رو ازش پرسیدم بدون باز کردن لب ودهن فقط از طریق ذهن به من جواب داد. یه سؤال هم راجع به پرونده خودم پرسیدم که فرمود: شکر خدا خوبه .فقط یه مورد حق کوچولو بود که تذکر داد. در همین گیر و دار بودیم که یه دفعه اگه اشتباه نکنم با یه صدایی(صدای محیط) از خواب بیدار شدم...



:: موضوعات مرتبط: خاطرات، شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : دوشنبه ۲۱ مرداد۱۳۹۲
زمان : 12:42
|
ایثارگران نشان خدمت نمی خواهند ولی...


ایثارگران نشان خدمت نمی خواهند ولی...

یوسف مجتهد - بازار اعطای نشان خدمت بسیار داغ است حتی کسانی که متهم هستند و مدتی در بازداشت بوده اند، از طرف دولت دهم موفق به دریافت این نشان شده اند . اینکه اینان چه کرده اند که موفق به دریافت این نشان شده اند حتما" دارای دلیل و مستند به خدماتی است که انجام داده اند اگر چه از چشم کم سوی ما دور مانده باشد . به همین دلیل به موشکافی در این باره نمی پردازیم و آنان را به وجدان خودشان و کسانی که این نشان را داده اند واگذار می کنیم که بررسی کنند آیا مستحق دریافت چنین نشانی بوده اند یا خیر؟ولی این را می دانیم که معمولا" این نشانه ها به کسانی داده می شود که دارای خدمات برجسته باشند و در طول خدمت خود توانسته باشند وجدان خود ، خدای خود و مردم خود را راضی کرده باشند . علاوه بر آن تا آنجا که می دانیم  هیچ کدام از این مدیران حتی مطالبات یک ماهه از دولت طلبکار نیستند. اگر هستند، اعلام کنند تا به آنان پرداخت کنیم . اما در طرف دیگر ایثارگرانی هستند که سال ها مطالبات انباشته دارند و بردباری آنان با همه مشکلاتی که دارند آنان را به سکوت و پذیرش شرایط وادار کرده است . آنان هیچ گاه نگفتند که اصل حقوق وظیفه شان  را پایمال کردید و حتی سخنی از آن به میان نیاوردید .

مطالبات حقوق حالت اشتغالشان را ندادید و و آنان  را زیاده خواه قلمداد کردید . ماده 13 را ندیده گرفتید و پرداخت آن را مانند جگر زلخیا پاره پاره کردید . پاداش پایان خدمتشان  را یا ندادید و اگر هم به بخشی از ایثارگران دادید، چنان آزرده خاطرشان کردید که بیشتر به کیفر شباهت داشت تا پاداش! هزینه شهریه دانشگاه را با هزار اذیت و لگدمال شدن شأن و منزلت ایثارگران در دانشگاه ها، به گونه ای ناقص و نه بر اساس قانون  پرداخت می کنید که تحویل مدرک تحصیلی ایثارگران تا تسویه حساب کامل معطل می ماند یا به هنگام ثبت نام ترم بعدی آنان را شرمنده می کنید.بلایی سرشان درآوردید که ترجیح می دهند اگر توان داشته باشند، خودشان پرداخت کنند و اگر ندارند با دردشان بسازند . ای کاش پاداش خدمت مدیران را هم سهام نیروگاه دماوند و ... قرار می دادید تا مدیران هم لذت داشتن سهام را می چشیدند و به داشتن چنین سرمایه ای می بالیدند. دادن سکه به عنوان پاداش آنان را در رنج و زحمت می اندازد و برای تبدیل آن باید سختی ها بکشند اما سهام، مجموعه های بی خاصیت، آن هم به سه برابر قیمت بازار آنان را سربلند خواهد کرد! حتی اگر پنجاه سال وکالت دهند که آن را برای نتیجه ها و ندیده هایشان به پول تبدیل کنند . اما ایثارگران به دنبال مطالبات بیست، سی سال گذشته خود نبودند. این شما بودید که هرساله در بودجه های سنواتی ازمطالبات و معوقات سخن گفتید و آنقدر آن را تکرار کردید که در جامعه این تصور پیش آمد که ایثارگران مطالبات خود را دو باره و سه باره دریافت می کنند .

آیا خدمتی برجسته تر از خدمت ایثارگران سراغ دارید که آنان را اینچنین مورد بی مهری قرار می دهید؟! ایثارگران به دنبال پاداش نیستند . حقوق معوقه خود را می خواهند که خود شما آن را علم کردید والا آنها با بزرگواری با آن برخورد کردند و هیچ گاه سخنی از آن به میان نیاوردند. تکرار مستمر شما درباره مطالبات ایثارگران، فضایی را در جامعه دامن زد که از پیگیری اصل مطالبات بدتر بود و ایثارگران ناچار شدند به این موضوع خاتمه دهند تا بیش از این مورد بازخواست قرار نگیرند که با مطالبات دریافتی خود چه کرده اید! ایثارگران نشان خدمت نمی خواهند، ولی آنان را با رفتار خود نرنجانیم و اگر خدمتی برای آنان در نظر می گیریم به اصل عزتمندی آنان در ارائه خدمات  پایبند باشیم.



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : یکشنبه ۲۰ مرداد۱۳۹۲
زمان : 14:12
|
یکی را دیدند که مدام به خدا اعتراض میکرد


یکی را دیدند که مدام به خدا اعتراض میکرد که :"خدایا کفش میخواهم ! کفش خوب و مناسب. این

 چه وضعی است که من باید پا برهنه این طرف و آن طرف بروم خدایا..."

اما...........

بعد از چند لحظه دعایش عوض شده بود:" خدایا شکرت خدایا خیلی ازت ممنونم"

وقتی از او پرسیدند چه شده که تا چند لحظه قبل کفر میگفتی و الان شکر میگویی؟

گفت:"من از خدا کفش میخواستم یکی را دیدم پا نداشت"



:: موضوعات مرتبط: عکس و پوستر و کاریکاتور، شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : شنبه ۱۹ مرداد۱۳۹۲
زمان : 18:33
|
یک نکته از هزاران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : پنجشنبه ۱۷ مرداد۱۳۹۲
زمان : 9:14
|
ای سر و پا ... دست من بی سروپا رو بگیر ...



ای سر و پا ... دست من بی سروپا رو بگیر ... 



:: موضوعات مرتبط: عکس و پوستر و کاریکاتور، شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : سه شنبه ۱۵ مرداد۱۳۹۲
زمان : 14:10
|
رفتار عراقی ها با اسرای ایرانی


رفتار عراقی ها با اسرای ایرانی 

مادرعملیات والفجر مقدماتی شب اول از ناحیه شکم دست کمر سر تیر وترکش خورده بودیم .که بعد از عملیات فردا صبح دستور عقب نشینی به کل نیروها داده شد .دوستانی که سالم بودند وبه عقب میرفتندو به ما قول میدادند که بزودی بابرانکال برمیگردند وما که زخمی بودیم را با خود به عقب خواهند برد اما ساعتها گذشت از دوستان خود خبری نشد که سراغ ما بیایند ما هم که درذهن خود درعالم بیماستانهای شهرهای خودسیر میکردیم.که یهو یکی به ما لگد محکمی زد ما که براثرخستگی وخون ریزی شدید به حالت غش وبیحالی درازکش افتاده بودیم به هوش آمدیم.به عربی گفت گم یعنی بلند شو بعد دید که آفتاب سوخته و کمی مایل به سیاه پوست بودم گفت عربستانی ؟<منظور خوزستان> گفتم نه بابا ایرانی ها ها میخندیدن!!!! خلاصه ماراگذاشتن روی برانکال همیطور که میبردن توپخانه خودمون هم شلیک میکرد.که چند بار با تمام قدرت مارابا برانکال میکوبیدن زمین که علاوه براثرتیروترکشی که خورده بودیم دردکمر هم به بقیه دردها اضافه شد.خلاصه ما وچندتا دوستان مجروح را باآمبولانس روی هم انداختن وبه بیمارستانی درشهر العماره بردن .بعداز پانسمان وعمل جراحی روی شکم وسر ودست فردای آنروزبعد از بهوش آمدن صبح ما راعریان ولخت روی برانکال گذاشتن وبدون هیچ پوششی در آن سرمای زمستان بهمن61 از شهر العماره با آمبولانس اتوبوسی تا اردوگاه الانبارعنبر نزدیک مرز سوریه واردن برای تحقیر وزجر کردن وشاید تلف شدن به اردوگاه انتقال دادن که به یاری خدا وفرشته نجات اردوگاه سرگرد دکتر مجید جلال وند زخمهای ما خوب شد واما تا هشت سال اسارت همیشه بر اثر عفونت داخلی براثر سرماکه به شکم ترکش خورده ما اثر کرده بود درد شکمی وعفونت داخلی همراه مابود تا اینکه با دعای مردم ومعجز الهی از چنگ جانی ترین انسانها درزمان خود .یعنی صدام وحامیانش رها یافتیم که خدا را هزاران بار بخاطر این لطفش شاکریم. سربه سجده وشکر خدا رابجا میاوریم. الهی لک الحمدحمدا شاکرین لک .....

آزادگان نیوز



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : چهارشنبه ۹ مرداد۱۳۹۲
زمان : 17:45
|
کارت شناسایی ایثارگران حذف می شود!


فاش نیوز - بنیاد شهید وامورایثارگران دراقدامی تأمل برانگیز قصد دارد کارت شناسایی ایثارگران را حذف و آن را درکارت ملی ادغام کند.

رئیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی در گفت و گو با فاش نیوز درباره صدور کارت های هوشمند برای ایثارگران اظهار کرد: طبق توافق بنیاد شهید و سازمان ثبت احوال ، کارت الکترونیکی هوشمند با قابلیت بالا برای ایثارگران صادر می شود

به جای صدور کارت ویژه ایثارگران ،  کارت ملی با درج مشخصات ایثارگران به این افراد داده می شود. 

مسعود زریبافان ادامه داد: با ثبت احوال توافق کردیم که ظاهر کارت هوشمند ایثارگران با کارت ملی هوشمندی که برای همه مردم صادر می شود تفاوتی نداشته باشد اما یک لایه اش به مشخصات ایثارگری اختصاص یابد.

وی درباره ویژگی های کارت های هوشمند ملی جدید افزود: این کارت ها یک کد دارد و یک بارکد اما در لایه بعدی، اطلاعاتی همچون تحصیلات، مدارج علمی ، وضعیت بیمه و درمان و حتی مقالات فرد ایثارگر را نشان می دهد.

رئیس بنیاد شهید ، تسهیل در استفاده از خدمات بنیاد را از مزایای این کارت ها دانست و اضافه کرد: این کارت های هوشمند ، بنیاد را در جریان خدمات استفاده شده از سوی ایثارگران قرار می دهد.

زریبافان با اعلام اجرای آزمایشی استفاده از این کارت ها در قم افزود: ما در مرحله شناسایی هویت افراد هستیم و صدور کارت های هوشمند الکترونیکی زمان می برد.

گفتنی است اگر چه صدور کارت هوشمند کاری لازم است اما در تمام دنیا برای کهنه سربازان و مدافعان کشورشان کارت های ویژه ای که ظاهر آن با کارت های ملی معمولی فرق دارد ، صادر می کنند. شایسته است در نظام جمهوری اسلامی نیز برای ایثارگران ، کارت هوشمند ویژه صادر شود.



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : چهارشنبه ۹ مرداد۱۳۹۲
زمان : 11:28
|
جانباز 8 سال دفاع مقدس گلوگاه، رفتی، به سلامت!


جانباز 8 سال دفاع مقدس گلوگاه، رفتی، به سلامت!

جانباز 8 سال دفاع مقدس دار فانی را وداع گفت

جانباز70 درصد "علی اصغر نصیری لمراسکی" رزمنده ی هشت سال دفاع مقدس از هشر گلوگاه بهشهر شب یکشنبه 6 مردادماه 92 در بیمارستان حضرت امام خمینی(ره) بهشهر به مقام رفیع شهادت نائل شد و به همرزمان قدیمی اش پیوست.


:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : سه شنبه ۸ مرداد۱۳۹۲
زمان : 23:3
|
محمد مهدی


یکی از عجایب مملکت ایران : مسولان مملکتی آن همه دکتر پرفسور علامه دهر استاد عالم و دانشمند.... ومملکت دارای این همه سوء مدیریت و ناتوان از حل گشایش کوچکترین مسئله .از جمله پرداخت حق قانونی مشکل ما آزادگان وجانبازان وخانواده شهدا. که قانون گذار تعین تکلیف کرده.......... اما این آقایان فکر میکنند قراره این مطالبات از جبیب این آقایان پرداخت بشه !!! آقایان محترم این مردم وخانواده شهدا وایثارگران ولی نعمت شما هستنداین پست ومقامها در این چند سبای کوتای دنیا به کسی وفا نخواهد کرد .وبدانید بزرگترین وبیشترین عبادت ورضایت خداخدمت صادقانه به ملت وولی نعمتان خودتان است.اضاعته فرصه غصه..... و در این ایام شب قدر از خدا تقاضا دارم افرادی که باعث بدبینی ما ومردم به اسلام ومملکت اسلامی ما میشوند هدایت واگر قابل هدایت نیستند بین سر وتنشان جدایی افکند.الهی آمین.



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : دوشنبه ۷ مرداد۱۳۹۲
زمان : 22:5
|
دهان بهشتی


 

دهانش را پر از گِل کرده بود تا معبر لو نرود

 

برای شروع عملیات «کربلای 4» به آبادان منتقل شدیم و به عنوان غوّاصان خط ‌شکن به خط دشمن زدیم؛ به هر ترتیبی بود خط دشمن را شکستیم و پاکسازی کردیم، وقتی برای آوردن مجروحان و شهدا وارد معبر شدیم، دیدیم که شهید «سعید حمیدی‌اصیل» هر دو پایش قطع شده و پیکر مطهرش در گوشه‌ای از معبر افتاده است اما آنچه که ما را به تعجب وا داشت، این بود که دهان شهید پر از گِل شده بود.

 

بعدها متوجه شدیم که وقتی به پاهای سعید ترکش خورد و قطع شد، برای اینکه صدای ناله‌اش بلند نشود و باعث لو رفتن معبر نشود، دهان خود را پر از گِل کرده بود.

 

شهیدان «سعید و علی حمیدی‌اصیل» برادرانی بودند که در عملیات «کربلای 4» آسمانی شدند.

 

چند سؤال شهید از مردم

 

در بخشی از وصیت‌نامه شهید «سعید حمیدی‌اصیل» که از نیروهای گردان غواصی اهواز و شهر ملاثانی استان خوزستان بود، آمده است: آن کس که از منزل خارج و بسوی خدا و رسولش هجرت نماید و سپس مرگ او را دریابد پاداش او بر خدا و پیامبرش خواهد بود.

 

آن چرا که می‌خواهم بنویسم، با اینکه تکرار مکررات است ولی دریغ نمی‌کنم چون «ان الذکری تنفع المومنین».

 

تا کی می‌خواهید به خاطر مسائل دنیایی از همدیگر نگذرید؟! در حالی که فرزندان شما در جبهه‌ها از جان خود می‌گذرند؛ تا کی می‌خواهید در چارچوب حیات خود در گناهان محصور باشید؟! تا کی می‌خواهید بدون رعایت حجاب در خیابان‌ها راه بیافتید؟! در حالی که رزمندگان در جبهه‌ها از گناهانی که در خلوت مرتکب شده‌اند، نیمه‌های شب ناله می‌کنند.

 

مبادا به جبهه‌ها نیاید و مصداق این آیه شوید: «ما لکم اذا قیل لکم قاتلوا فی سبیل الله و المستضعفین اثقالتم الی الارض» دل خود را به دنیا خوش نکنید که دنیا جای افراد مؤمن نیست، ای مردم نگذارید تاریخ دوباره تکرار شود و امام خود را تنها گذارید، همان گونه که امام حسین(ع) را تنها گذاشتند.



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : چهارشنبه ۱۲ تیر۱۳۹۲
زمان : 0:34
|
پدرم ایستاده می خوابد


من پسر مردی هستم که چندماه به خاطر این خاک جنگید و جانباز 15درصد است. پدری که هنوز ترکش تو دستش مونده. شب از ترس اینکه به عصبش فشار نیاد و قطع نخاع نشه، سرپا می خوابه.سال 91 بادوستم که پدرش جانباز 25درصد بود کنکور دادم.
خداروشاهد می گیرم که صبح تا شب و شب تا صبح کارم درس خوندن شده بود.حتی از تفریحات کوچیک مثله تلوزیون نگاه کردن هم خودمو محروم کردم.اما دوستم که هر روز تا شب حتی لای کتاب رو هم باز نمی کرد، پزشکی فردوسی قبول شد.من امسال یک سال از زندگیم رو پشت کنکور موندم.
شما نمی فهمید حق کسی رو خوردن درد داره و شب تا صبح کارم شده بود گریه کردن.
به خدا همه موهام سفید شده.
پارسال دوستم رتبش 2 برابر من شد اما اون قبول شد و من....
همه مسؤلین رو می سپارم دست خدا.
به قرآن اگه اون دنیا خدا حقم رو نگیره به عدالتش شک می کنم.
کاری کردن که دیگه به همه چی دارم شک می کنم.
بعضی اوقات صدای هق هق گریه های پدرم رو می شنوم و فقط عذاب می کشم.
حرف منو به مسئولین برسونین لطفا".
اینجا کسی نیست که عدالت داشته باشه؟!


:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : چهارشنبه ۵ تیر۱۳۹۲
زمان : 0:26
|
فرزند شهید


فرزند شهید



یــه روز دو نــــفر داشتـن تـویدانشگـاه  با هم صحــبت میکـــردن

اولـی بــه دومــی گفــت ::
تو پــدرت چیکــارست؟؟!
دومـی گفتـــ::
پــدر مــن مهـندس هسـت و کــارش ساخــت و سازه
پـدر تو؟!
اولــی باغرور گفتـــ ::
پــدر مــن 【شهــــیده】
دومـی لبخــندی زد وگفتـــ:: پــس با سهمــیـ ه اومـدی دانشـگاه!!!
اولــــی دلـش شکسـت و بدنـش سرد شـد گفتـــ::
سهمــیه مال خودتــــون،بابامــــو بهم پــس بدیــد



:: موضوعات مرتبط: شهداء و ایثارگران
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : سه شنبه ۴ تیر۱۳۹۲
زمان : 14:4
|
اسطوره های مقاومت و شهادت
نویسنده : آزاده جانباز
تاریخ : پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۲
زمان : 22:19
|